شنبه 23 خرداد 1405 - Sat 13 Jun 2026
  • دشمن دست از پا خطا کند سیلی محکمی می‌خورد

  • مجلس ترحیم آیت‌الله فیاض از طرف رهبر انقلاب در قم

  • چرا دارایی‌های ماسک در منطقه، هدف نظامی برای ایران است؟

  • الگوی ترامپ و روایت واقعیت از پس یک جنگ روانی

  • نجات ۳۹ مهاجر از یک تریلی آتش گرفته در تگزاس / فیلم

  • نفوذ حنظله به سامانه‌های پهپادی FBI

  • واکنش حزب الله به توافق احتمالی ایران و آمریکا

  • بومی‌سازی کلیشه‌های غربی؛ از دوگانه‌های ساده‌انگارانه تا تقلیل تاریخ + عکس

  • شروع سوخت‌گیری با کارت بانکی از ماه آینده

  • عارف: روند رشد قدرت ایران متوقف‌شدنی نیست

  • نصیحت جالب جولانی به سران بیروت

  • صدور حکم ۳۰ سال حبس برای یک رئیس جمهور

  • جزئیات جدید از پیش‌نویس تفاهم‌نامه ۱۴ ماده‌ای ایران و آمریکا

  • افزایش حقوق بازنشستگان در خرداد اعمال می‌شود؟

  • ساعت ترامپ روی ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ خوابیده

  • اصفهان؛ شهر مردانی که تاریخ تشیع را روایت کردند + عکس

  • آتش‌زدن پرچم اسرائیل در افتتاحیه جام جهانی / فیلم

  • اروپای سرگردان در بحران مشروعیت؛ افول یک بازیگر غربی

  • تمامیت و امنیت ملی ایران موضوع معامله تبلیغاتی نیست

  • مکزیکی‌ها برنده دیدار افتتاحیه جام جهانی ۲۰۲۶

  • |ف |
    | | | |
    کد خبر: 356750
    تاریخ انتشار: 08/آبان/1402 - 15:32
    کاری از محسن برآسود:

    اگر گذاشتید یک لقمه شهادت گیرمان بیاید!/ شهیدی که امام خامنه‌ای او را «آرمان عزیز» نامید + عکس و فیلم

    آشوبگران در اغتشاشات ۱۴۰۱، خیابان اسکندری را طوری ناامن کرده بودند که حتی عابران پیاده می‌ترسیدند، وارد خیابان شوند و امکان تردد وجود نداشت. آن‌قدر مظلومانه به شهادت رسید که فیلم‌های شهادتش دل هر انسانی را می‌رنجاند، شهیدی که رهبر معظم انقلاب اسلامی او را «آرمان عزیز» نامیدند.

     اگر گذاشتید یک لقمه شهادت گیرمان بیاید!/ شهیدی که امام خامنه‌ای او را «آرمان عزیز» نامید  + عکس و فیلم

    به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»

    کاری از مدیر سایت خبری حامیان ولایت

    محسن برآسود

    زندگینامه شهید آرمان علی وردی

    آرمان علی‌ وردی متولد 13تیرماه 1380 درتهران است. او در رشته مهندسی عمران در دانشگاه پذیرفته شد و به‌گفته پدرش پس از یک سال تحصیل، به دلیل علاقه به درس‌های حوزه، از دانشگاه انصراف داد و وارد حوزه علمیه  گردید. وی قبل از شهادت، تحصیلات حوزوی را در مدرسه علمیه آیت الله مجتهدی در تهران در پایه سوم می‌گذراند، و بسیجی یگان امام رضا(ع) سپاه محمد رسول‌الله (ص) تهران بود. شرکت در اردوهای جهادی از دیگر فعالیت‌های او بود.

    نظر رهبر معظم انقلاب در مورد شهید آرمان علی وردی

    رهبر انقلاب، شهیدآرمان علی‌وردی را از پاک‌ترین جوانان خواند که با شکنجه و تحریک و آموزش رسانه‌های غربی به شهادت رسید.

    اغتشاشات 1401

    یک سال از اغتشاشات ۱۴۰۱ می‌گذرد، روزهایی که خیلی از مردم از ترس ضربه و حمله‌های آشوبگران نمی‌توانستند با آرامش از خانه بیرون بروند. فراموش نمی‌کنیم که حتی کسانی که وقت مراجعه به پزشک داشتند، هفته به هفته وقتشان را عقب می‌انداختند تا آرامش به خیابان‌هایشان بازگردد و برای بازگرداندن آرامش به خیابان‌هایمان عده‌ای خود را جان‌فدا کردند.

    «سلمان سپهر» فرمانده گردان ۵۰۵ حمزه سیدالشهدا(ع) است. گردانی که مأموریت داشت تا به مدافعان  امنیت کمک کند. طلبه بسیجی شهید «آرمان علی‌وردی» هم داوطلبانه در این گردان حضور داشت. در ادامه روایت «سلمان سپهر» را که برگرفته از کتاب «آرمان عزیز» است، می‌خوانیم.

     

    شهید «آرمان علی‌وردی» در  بین الحرمین


    حضور بسیجی‌ها با ذکر «حیدر، حیدر» در مقابل آشوبگران
    برای برقراری امنیت، نیروها توسط فرمانده‌شان دسته‌بندی شدند. یک دسته برای شناسایی لیدرهای آشوبگر رفتند و یک دسته هم با سپر پیشروی می‌کردند تا جلوی آشوبگران را بگیرند. اما آشوبگران از هر طرف نارنجک و سنگ‌هایی که به اندازه یک مشت بود، به سمت نیروهای بسیجی پرتاب می‌کردند. حمله آشوبگران سبب شد تا دسته‌ای که باید کار سد را انجام می‌دادند، زمین‌گیر شوند. وقتی آشوبگران این صحنه را می‌بینند، جسورتر می‌شوند. اما باید فرمانده، کاری کند تا این وضعیت ادامه نداشته باشد.
    سلمان سپهر درباره ایستادگی در مقابل آشوبگران بیان می‌کند: «چند نفر از نیروها از جمله آرمان را صدا زدم  و گفتم: سپر بردارید و جاتون رو با دسته سد عوض کنید. آنها به سرعت سپرها را از پشت خودروی تویوتاوانت برداشتند و با ذکر «حیدر، حیدر» به سمت اغتشاشاگران راه افتادند. بارانی از سنگ و نارنجک به طرف نیروها باریدن گرفت. هر لحظه انتظار داشتم کم بیاورند و زمین‌گیر شوند. اما خودشان را به صف آشوبگران رساندند. سپس نیروهای تعقیب توانستند با راهنمایی عناصر اطلاعات اقدام به دستگیری چند نفر از لیدرها کنند و بقیه آشوبگران هم با شلیک گاز اشک‌آور فرار کردند. غائله خیابان اسکندری بعد از حدود نیم ساعت تمام شد. بعد از آن مشغول خاموش کردن آتش و کنار زدن سنگ‌ها و سطل‌های زباله شدیم و عبور و مرور به روال عادی برگشت. اوضاع که آرام شد، مأموریت بعدی ما استقرار و حضور در همان نقطه، برای جلوگیری از تشکیل مجدد صفوف آشوبگران بود.»

    آرمان گفت: اگر گذاشتید یک لقمه شهادت گیر این بچه‌ها بیاید!
    چهارم آبان ماه ۱۴۰۱، روزی است که آرمان علی‌وردی را در خیابان ورزشگاه شهرک اکباتان توسط اغتشاشگران به شدت مجروح شد، طوری که از شدت شکنجه از هوش رفت. سلمان سپهر درباره این روز می‌گوید: «از ساعت ۸ صبح مأموریت استقرار در شهرک اکباتان به گردان ۵۰۵ محول شد. با توجه به شواهد مطمئن بودیم که آن شب درگیری سنگینی در شهرک اکباتان رخ می‌دهد. بچه‌ها را جمع کردم و با آنها صحبت کردم و گفتم: امشب خیلی مراقب باشید. هر چی شعار دادند و ناسزا گفتند، کسی حق پاسخ دادن، ندارد. همین طور که داشتم صحبت می‌کردم، آرمان گفت: آقا سپهر اگه گذاشتین یک لقمه شهادت گیر این بچه‌ها بیاد! همه بچه‌ها خندیدند. من هم پاسخ دادم: شهادت خوبه اما اینجا مأموریت‌مان برقراری امنیت هست. اومدیم تا عده‌ای آشوب‌طلب، امنیت مردم رو به خطر نندازند.»
     

    انگشتر آغشته به خون شهید«آرمان علی‌وردی»؛ آشوبگران انگشت این جوان را له کرده و انگشترش را شکستند.


    با خودم گفتم: آرمان چه شکنجه‌ای شده و از هوش رفته!
    بعد از تاریک شدن هوا در ۴ آبان ماه لحظه‌به لحظه حملات اغتشاشاگران شدت می‌گرفت. آشوبگران به سمت مدافعان امنیت کوکتل مولوتوفی که داخل بطری‌هایش میخ ریخته بودند، پرتاب می‌کردند. سلمان سپهر درباره آن شب می‌گوید: «ما به لحاظ مکانی در بدترین شرایط بودیم. از بالای یکی از ساختمان‌ها بلوک سیمانی، سنگ و آجر و آهن به سوی ما پرتاب می‌شد. از نیروها خواستم به یک جای مسقف بروند.
    نیروهای اطلاعات گفتند: اغتشاشگران بیش از ۴۰۰ نفر هستند؛ اما در گروه‌های صدنفره. در بخش‌های مختلف جمع شده‌اند و وقتی یکی از این دسته‌ها فرار می‌کند، به سرعت دسته دیگری، از جای دیگر وارد می‌شود. آنها کاملاً با برنامه و حساب شده کار می‌کردند. بالاخره آشوبگران را توانستیم پراکنده کنیم. همه نیروهای اطلاعاتی و لباس شخصی‌‌های همراه ما بازگشته بودند اما آرمان نیامده بود. هر چقدر با تلفن همراهش تماس گرفتم، جواب نداد. بالاخره یکی از نیروها گفت: یک نفر در جلوی باشگاه راه‌آهن مجروح شده و روی زمین افتاده به نظر می‌آید، بسیجی باشد. سوار موتور شدیم و به سمت خیابان ورزشگاه رفتیم. دیدیم آرمان است. آرمان را پشت یک ماشین پراید گذاشتیم و به بیمارستان منتقل کردند. به زمینی که آرمان روی آن افتاده بود، نگاه کردم. زمین و دیوار آجری خون‌آلود بود. لبه‌های تیز آجر شکسته و خونی بود.
    حالم بد شد و با خودم گفتم: این بچه چه شکنجه‌ای شده و از هوش رفته!»

    افسر پرونده گفت: چنین شکنجه و شهادتی دلم را بدجور به درد آورد
    صبح جمعه ۶ آبان ماه بود که آرمان برای همیشه آسمانی شد و به آرزویی که سال‌ها دنبالش بود، رسید. اما این داغ برای مردم کشورمان داغ سنگینی بود. سپهر درباره خبر شهادت آرمان می‌گوید: «وقتی خبر شهادت آرمان را شنیدم، به بیمارستان رفتم. هیچ‌کس نمی‌توانست جلوی گریه‌اش را بگیرد. آن شب برای عزاداری به منزل آرمان رفتیم. همان شب، فردی که خودش را کارآگاه دایره قتل اداره آگاهی معرفی کرد، با من تماس گرفت و روز بعد به محل مجروح شدن آرمان رفتیم. شرح ماجرا را برای آنها بازگو کردم و فیلمی را که اغتشاشگران از آرمان گرفته بودند، نشان‌شان دادم. افسر پرونده گفت: تجربه پرونده‌های قتل فراوانی دارم. ولی این قتل و شهادت چیز دیگه‌ایه.
    توی پایتخت، اینطوری یک جوان خوش‌سیما و مظلوم رو شکنجه کنند تا شهید بشه، دلم را بدجور به درد آورده. از تمام تجربیاتم برای دستگیری عاملان جنایت استفاده می‌کنم».
    این بود بخشی از جریان شهادت آرمان، آرمانی که خانواده، دوستانش و بخصوص مادرش، یک سال است در داغ او می‌سوزند اما صبورانه پای آرمان‌های انقلاب اسلامی ایستاده‌اند.

    اتفاقات از زبان دوستان آرمان عزیز

    دوستانش می‌گویند که روی بدن آرمان جای زخم‌ها و آسیب‌دیدگی‌های زیادی بود؛ چراکه یا با موتور تصادف کرده و یا در باشگاه ورزشی و فوتبال آسیب دیده بود. وی دوره ابتدایی و دوره راهنمایی را با نمرات ممتاز پشت‌سر گذاشت و در دبیرستان هم در رشته ریاضی درس خواند.

    آرمان پس از گرفتن دیپلم در آزمون خلبانی ارتش جمهوری اسلامی ایران شرکت کرد اما در این آزمون قبول نشد. وی همچنین در آزمون دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) نیز شرکت کرد اما در آن‌جا هم توفیق پیدا نکرد تا لباس پاسداری را بر تن کند؛ لذا وارد دانشگاه شد و در رشته مهندسی عمران تحصیل کرد ولی به خانواده‌اش گفت که محیط دانشگاه به روحیه‌اش سازگار نیست؛ لذا بعد از گذشت کمتر از یک ترم انصراف داد و وارد حوزه علمیه امیرالمومنین (ع) شد و در دوره اختبار شرکت کرد؛ ولی به این نتیجه رسید که در این حوزه علمیه ثبت‌نام نکند؛ بنابراین به حوزه آیت‌الله مجتهدی رفت و در آن‌جا دوره اختبار و همچنین دوره اول و دوم را گذراند تا این‌که در حال گذراندن دوره سوم بود که به شهادت رسید.

    آرمان در مدتی که طلبه حوزه علمیه آیت‌الله مجتهدی (ره) بود، با تعدادی از طلاب در یک کانون قرآنی فعالیت‌های قرآنی داشت و مدتی هم در کار‌های جهادی شرکت کرد مثلاً در ماجرای سیل «پلدختر» به‌همراه گروه‌های جهادی به خدمت‌رسانی به سیل‌زدگان پرداخت. وی همچنین مسئولیت هیئت شباب‌المهدی (عج) را برعهده داشت و در زمینه ورزشی نیز در رشته‌هایی نظیر کشتی و فوتبال فعالیت می‌کرد. آرمان پرسپولیسی بود و قبل از دوران طلبگی‌اش برای تماشای بازی‌های پرسپولیس به ورزشگاه می‌رفت، اما بعد از این‌که طلبه شد، دیگر این موضوعات در زندگی‌اش کمرنگ شد.

    آرمان در رفتار و منش خود اعتقاد زیادی به آثار علما خصوصاً رهبر معظم انقلاب اسلامی داشت و در کتاب‌هایی که مطالعه می‌کرد نیز بر این موضوع اهتمام داشت. وی از لحاظ علمی بچه درس‌خوانی بود و در میان جمع دوستان خود نیز یک انسان بامحبت و صاف و ساده و بدون نقصی بود. وقتی دوستانش در جمع درباره شهادت صحبت می‌کردند، هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که آرمان شهید شود؛ چراکه کاملاً عادی و ساده رفتار می‌کرد.

    آرمان جزو بسیجی‌هایی بود که در یگان امام رضا (ع) از گردان امام علی (ع) فعالیت می‌کرد و دوره‌های مختلف را می‌گذراند. وی در جریان اغتشاشات پاییز سال ۱۴۰۱ چندباری همراه با یگان بسیج به مأموریت کنترل اغتشاش‌گران رفت تا این‌که برای آخرین‌بار در چهارم آبان، بعد از شرکت در کلاس‌های حوزه علمیه، به جمع همرزمان خود در میدان مقابله با اغتشاشات پیوست و در آن شب به شهادت رسید.

    تصاویر کم‌تر دیده‌شده از شهید آرمان علی‌وردی

    اولین تصویری که از آرمان در فضای مجازی پخش شد، تصاویر چهره خونین او بود؛ تصاویری که هیچ انسانی نمی‌توانست از آن‌ها بی‌تفاوت بگذرد و قلبش به درد نیاید؛ اما تصاویر او قبل از ۴ آبان ۱۴۰۱ چهره دیگری از او نشان می‌دهد.

    آرمان از آن دسته پسرهایی بود که وقتی بحث کار برای خدا و مردم وسط می‌آمد، هر کاری از دستش بر می‌آمد، انجام می‌داد. 

    کارهایی که انجام می‌داد فقط محدود به فعالیت‌های آرام و کم‌خطر نبود.حتی زمانی که کرونا وارد کشورمان شد، دست از فعالیت‌های جهادی از جمله کار در ایستگاه‌های صلواتی نکشید.

    اهل سروصدا کردن و جار زدن نبود، اما پدرش، عزت‌الله علی‌وردی، به فعالیت‌هایی که آرمان در دوران کرونا برای مهار این ویروس انجام می‌داد اشاره‌هایی کرده است. 

    خادمی اماکن مقدس در دوران کرونا از جمله فعالیت‌های آرمان بود. وقتی کرونا وارد کشورمان شد، با این توجیه که «باید درسم را بخوانم» قانع نشد و هر کاری از دستش بر می‌آمد برای کمک به هم‌وطنانش انجام می‌داد.

    محمدامین، برادر کوچک‌تر آرمان، تا همین یک سال پیش به سختی می‌توانست خاطره خوشی را به یاد آورد که آرمان گوشه‌ای از آن نبوده باشد. محمدامین در یکی از مصاحبه‌های خود گفته است: «بعضی‌ها فکر می‌کنند داداشم تفریح نمی‌کرد؛ اما او مثل مردم عادی بود. همه جا می‌رفت و تفریحاتی مثل استخر، کوهنوردی، استادیوم فوتبال و ... را برای خودش داشت. ما با هم دیگر خیلی جاها مثل کوه رفتیم.»


    محمدامین و دوستش در حال برف‌بازی به همراه داداش آرمان

    اما رابطه برادرانه محمدامین و آرمان به خوش‌گذارنی محدود نمی‌شد. آرمان سعی می‌کرد برادرش را با مسائل اعتقادی هم آشنا کند. محمدامین در خاطراتش از شب‌هایی می‌گوید که آرمان برای او قصه‌های اهل بیت علیهم‌السلام و شهدا را تعریف می‌کرد.


    محمدامین و آرمان علی‌وردی در گلزار شهدای تهران

    در عکس‌های تولد محمدامین، چهره آرمان را پر از شادابی و نشاط می‌بینیم. انگار که در کنار خانواده‌اش غم به دلش راه پیدا نمی‌کرد. 


    تولد ۸ سالگی محمدامین علی‌وردی در کنار برادرش آرمان و پدرش عزت‌الله

     

    فعالیت‌های جهادی آرمان مانع زیارت رفتن و انجام اعمال مستحبی او نمی‌شد.

    حالا یک سال است که آرمان شهید شده و اتاقش هم مثل بقیه اعضای خانواده، او را در زندگی کم دارد. مادر آرمان که طاقت ندیدن پسرش را در چهاردیواری کوچک او ندارد، اتاق را پر از عکس‌ها و پوسترهای آرمان کرده. 

    در کنار تصاویر بزرگ و کوچک آرمان، نقش شهدای دیگری از جمله حاج قاسم و شهدای اغتشاشات پاییز ۱۴۰۱ نیز در گوشه و کنار اتاق به چشم می‌خورد. در میان چینش زیبا و هنرمندانه تصاویر، پرچم امام حسین علیه‌السلام و تصویر گنبد ایشان و همچنین نگاره‌هایی از حضرت زینب و حضرت رقیه سلام‌الله علیها نیز دیده می‌شود. 

    در میان همه این عکس‌ها، قاب دامادی آرمان خالیست. انگار که جای خالی قاب عکس آرمان به همراه دختری که هیچ وقت نتوانست با او ازدواج کند، تا ابد در قلب مادرش، آرزو فروغی، خالی خواهد ماند.

     

     


    فیلم شکنجه آرمان علی وردی
    download

    نظرات بینندگان
    نظرات شما